تبلیغات
دوستی و معماری
دوستی و معماری
کاش

کاش می دانستم که هستم....از کجا آمده ام ....به کجا

می روم ...با که هستم....!!!اگه کسی فهمید حتمآ به

من هم بگه...خودم دارم یه چیزایی می فهمم..

نوشته شده توسط جواددانشگر در دوشنبه 26 آذر 1386 و ساعت 11:12 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-

داستان....

شرمنده از همه که نتونستم آپدیت کنم.آخه دارم داستان می نویسم .....اما میام ...

نوشته شده توسط جواددانشگر در جمعه 4 خرداد 1386 و ساعت 06:05 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-

حرمت اعتبار خودرا هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران مشکن
که ما هر یک یگانه ایم
موجودی بی نظیر و بی تشابه .
و آرمان های خویش را به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن
تنها تو می دانی که "بهترین" در زندگانیت چگونه معنا می شود
از کنار آنچه باقلب تو نزدیک است
آسان مگذر
بر آنها چنگ در انداز ، آنچنانکه بر زندگی خویش
که بی حضور آنان ، زندگی مفهوم خود را از دست می دهد.
با دم زدن در هوای گذشته و نگرانی فرداهای نیامده
زندگی را مگذار که از لابلای انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر شود.
هر روز همان روز را زندگی کن و بدینسان تمامی عمر را به کمال زیسته ای
 و هرگز امید را از کف مده آنگاه که چیز دیگری برای دادن در کف داری.
همه چیز در آن لحظه ای به پایان می رسد که قدم های تو باز می ایستد
و هراسی به خود راه مده از پذیرفتن این حقیقت که هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد.
تنها پیوند میان ما خط نازک همین فاصله است
برخیز و بی هراس خطر کن ، درهرفرصتی بیاویز
وهم بدین سان است که به مفهوم "شجاعت" دست خواهی یافت.
آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت
عشق را از زندگی خویش رانده ای
عشق چنان است که هر چه بیشتر ارزانی داری سرشارتر شود
و هرگاه که آن راتنگ در مشت گیری آسانتر از کف رود
پروازش ده تا پایدار بماند
رؤیاهایت را فرومگذار که بی آنان زندگانی را امیدی نیست
و بی امید زندگی را آهنگی نباشد
از روزهایت شتابان گذر مکن
که در التهاب این شتاب نه تنها نقطه ی سرآغاز خویش
که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی
زندگی مسابقه نیست ، زندگی یک سفر است
و تو آن مسافری باش که در هرگامش
ترنم خوش لحظه ها جاری است.
"نانسی سیمس"
نوشته شده توسط جواددانشگر در چهارشنبه 29 آذر 1385 و ساعت 12:12 ب.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-

به نام حافظ دنیا و دل

به قول یکی از دوستان ...

 

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور

 

                                              کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

 

ای دل غمدیده حالش به شود دل بد مکن

 

                                           این سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

 

 گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

 

                                     چتر گل در سرکشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

 

دور گردون گر دوروزی بر مراد ما نگشت

 

                                               دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

 

هان مشو نومید چون واقف ز اسرار غریب

 

                                               باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

 

ای دل ارسیل فنا بنیاد هستی بر کند

 

                                     چون ترا نوح است کشتی بان ز طوفان غم مخور

 

در بیابان گر بشوق کعبه خواهی زد قدم

 

                                                سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

 

گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

 

                                         هیچ راهی نیست کانرا نیست پایان غم مخور

نوشته شده توسط جواددانشگر در یکشنبه 19 آذر 1385 و ساعت 12:12 ب.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-

تادائو آندو و کلیسای نور

Church of the light (sometimes called "Church with Light" was built in 1989, in the city of Ibaraki, Osaka Prefecture. This building is one of the most famous designs of Japanese architect Ando Tadao.

The church was planned as an add-on to the wooden chapel and minsister's house that already existed at the site. It is a concrete cube (aproximately 6x18x6m)penetrated by a wall angled at 15°, dividing the cube into the chapel and the entrance area. The benches, made of scaffolding used in the constructions, descend along with the floor to the altar. As seen on the picture, a cruciform is cut into the concrete behind the altar, and lit during the morning (as it is facing east).

Recently a Sunday School extension has been built.

External links

نوشته شده توسط جواددانشگر در پنجشنبه 16 آذر 1385 و ساعت 10:12 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ پنجشنبه 16 آذر 1385 و ساعت10:12 ق.ظ

دل دل دل

نمی دونم چطور شروع کنم ٬فقط می خوام بگم خیلی خسته ام٬راستش این چند وقتی که نیمدم چیزی بنویسم برای این بود که بد جور بهم ضد حال خورده بود٬درست یکشنبه ی هفته پیش بود که تموم شد...آره تموم شد...واسه همیشه.....نمی دونم چرا با اینکه یه هفته و خورده ی از جریانش گذشته هنوز نمی تونم از فکر کردن خلاص بشم؟آخه چرا؟؟؟دیشب جاتون خالی رفتم پل خواجو ٬اینقدر دلم گرفته بود که تا اولین اشک اومد دیگه بند نمی اومد .انگار هر کاری میکردم جلوشو بگیرم نمی شد ...چه صفایی داشت...

امروز آتلیه را راه انداختم ٬یه اتاق ۳*۵ که دیوار هاش سفیده و جلوش یه فضای سبز درست کردم تا روح هم به آتلیه آورده باشم به دیوارهاش عکس هایی که گرفته بودم را آویزون کردم که خام نباشه توش هم یه میز نقشه کشی و میز ماکت سازی و یه کامپیوتر .اما فکر کنم فضا زیاد هم بیارم که احتمالاتخت خوابم را می گذارم که هروقت تنها بودم همونجا بخوابم٬آخه این آتلیه را فقط برا خودم درست نکردم .اما حال میده وقتی دلت گرفته است ٬دلت می خواد با یکی حرف بزنی (به یاد اون شبها)قبل از خواب بگی و بشنوی و .....نمیدونم شاید تو دلت بگی این چرت و پرت ها چیه این میگه ٬اما باید بگم الان من مال خودم نیستم ٬هر چی بوده هست....

اما یادم نمیره....

 

نوشته شده توسط جواددانشگر در دوشنبه 22 آبان 1385 و ساعت 01:11 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-

یافته

اكتشافات اخیر باستان شناسی در حاشیه خلیج فارس

هر قطعه از مستوره های كف پوشی را می توان شاهكاری از ذوق و سلیقه و ابتكار و مهارت صنعتگران و پیشنهاد دهندگان محسوب داشت كه چگونه در 2500 سال با نداشتن امكانات صنعتی و پیشرفته مهندسین و دست اندركاران توانسته اند برای حل این معضل معماری كاخ مستوره های زیبا و قابل اجرا تقدیم دارند تا تركیب ساختمان مورد احداث بهم نخورد. بهر صورت آن نوع موزائیك ها ، كاشی ها ، لعاب های سفید رنگ كف پوش ، پوسته های ظریف مرمرین را باید دید و تحسین كرد كه پیش از این تاریخ هرگز دیده نشد بود و می توان پنداشت كه این فعالیت اجتماعی و سیاسی در حاشیه خلیج فارس همزمان با ایجاد شبكه راه دریایی به منزله كوشش یك خانواده بزرگ كه دارای یكی از مظاهر اعتقادی و باورهای دینی یعنی قبول مذهب زردتشت در این عصر بوده می باشد اما بدین وسیله این است كه راه دریایی ایران را تحقق بخشید و از فكر تجاوز به همه بیگانگان جلو گیری نمایند. و لذا می توان كشف این پدیده شگرف در دنیای باستان شناسی را واقعه ای با اهمیت تلقی نمود و به عنوان یك مدرك و سند ثبت و گویا و غیر قابل انكاری در سیادت دریایی ایران هخامنشی محسوب داشت كه پایتخت آنان یعنی پاسارگاد در قلب جهان شناخته بودند و اینك هم قطعه از شال ستون های شكسته مكشوفه و تركیب سنگ های سیاه و سفید پایه ستون ها زاییده تفكر و اندیشه و فرهنگی ایرانی است كه از نظر سبك شناسی و زیبا شناسی و جهان بینی هخامنشیان منبعی یكی و اصیل برای محققین و خاور شناسان دانست . پیش از آنكه هرودت مورخ یونانی از ایجاد شبكه راه دریایی زمان داریوش هخامنشی یاد كند استقرار و پایگاه عظیم سیادت دریایی خلیح فارس از عصر كوروش شروع شده بود ودر واقع فعالیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی خلیج فارس را از این زمان محسوب داشت. یعنی عصری كه تاریخ جهان سرشار از برخورد ملت ها و ستیز و كشمكش ها و خونریزی ها و ستمگری بود انسجام اعتقادی و باورهای اهورایی خنیان زیر شعارهای گفتار نیك ،پندار نیك و كردار نیك به آنها آموزش داده بود تا از ستمگری و درگیری دور باشند و ملل تابعه سیطره آنان را برای نجات از ستم و ظلم حاكمان اكه شعارشان كشتن و سوختن و تخریب بود بپذیرند .

كوروش در فتح بابل می گوید من با صلح وارد شدم ، گزنفون در مورد او می نویسد اوفقط یك فاتح نبود رهبری خردمند و واقع بین بود كه برای ملت ها پدری مهربان و دلسوز بود.

جرج كریس ویلسن مؤلف كتاب تاریخ صنایع ایران درباره كوروش می نویسد او مردی بود كه درباره اش تقدیر مقرر شده بود كه باید برتر از دیگران باشد.

و هانری بر دانشمند فقیه فرانسوی در كتاب تمدن ایران باستان می نویسد كوروش بزرگ بر عكس سلاطین فی القلب و ظالم بابل و آشور ، بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق و روح ایرانی بنیادش بر تعلیمات مذاهب زردشتی نهاده شده بود و كوروش همه اقتدار خود را از خداوند می دانست و آن را برای خیر وشر و آسایش جامعه انسانی صرف می كرد. وما می بینیم كه در 2500 سال پیش و قبل از فتح اسلام و دین مبین اسلام ایران از یك هویت فرهنگی خوب برخوردار بوده است كه با قبول دین و شریعت اسلم در خششی خاص پیدا می كند . زیرا زمینه انفعالی آن را داشته است.

حاجت به یاد آوری است كه حاشیه خلیج فارس از دیر زمان مورد توجه اقوام بیش از تاریخ و تاریخی به ویژه قوم عیلامی بوده است، این قوم كه در دشت های جنوب غربی ایران از حوالی شوش و به مركزیت آن تا جنوب دجله و از طرف شرق تا اطراف بندر بوشهر و از شمال به كوههای بختیاری استقرار یافته بودند پیش از ورود به عصر تاریخی در اواخر هزاره چهارم ق.م مدت ها كه زندگی شهرنشینی را آغاز كرده بودند و پایه گذار تمدنی شدند كه به نام تمدن عیلام شناخیته شده است و سواحل خلیج فارس و ناحیه بندر بوشهر در عصر طلایی عیلام یعنی اواخر هزاره دوم ق.م یكی از مراكز مهم داد وستد و واسط راه دریایی شوش و هندوستان شده بودند.

كاوش های باستان شناسی پرفسور پزارد در 85 سال پیش در تپه سبز آباد بوشهر منجر به كشف آجر نوشته عیلامی شده است كه آن مكان را به عنوان پایتخت عیلامیان یعنی لیان معرفی كرده است، جای شگفتی است كه هیچ یك از باستان شناسان ، خاور شناسان ، مهندسین و محققین خارجی كه در بنادر و جزایر سواحل خلیج فارس تحقیق و مطالعه و حفاری نموده اند به فرضی یادی از آثار ارزشمند دوره هخامنشی در این سواحل در نوشته های آنان دیده نمی شود و لذا ما می توانیم كاخ های هخامنشی را در حاشیه خلیج فارس جانشین لیان زمان عیلامیان بدانیم. یعنی مركزی برای سیادت و حكمروایی و پایگاهی برای حفظ امنیت و استقرار روابط سیاسی و اقتصادی در آن زمان و الگوی معماری و حجلة هخامنشیان در بدو تشكیل امپراطوری آنان پس از پاسارگاد و آنچه تاكنون ضمن عملیات كاوش ظاهر شده است عبارت است از تالار ستون داری شامل 12 ستون در دو ردیف 6 تایی كه از دو نوع سنگ سفید و سیاه رنگ تركیب شده است و از لحاظ قابل مقایسه با كاخ اختصاصی كوروش در پاسارگاد پایتخت او می باشد كه به از آن است كه و با آنكه ناقص و ناتمام رها شده ولی اثری ارزشمند از هنر معماری و حجاری پیشرفته 2500 سال پیشتر است. كه در اكتشافات آینده آثار بیشتر پیدا خواهدشد. انشاءا…

ن

 تاریخ هر ملت نموداری از استعداد توانایی ها ، پشتكار ، و اندیشه و استقامت آنها است . و آنچه از كاوش های اخیر باستان شناسی در محل چرخاب برازجان و از دل سر نخلستان های این شهر نمایان شده ، مؤید این نظریه است و نشانگر آن است كه در سینه این خاك عزیز و در حاشیه خلیج فارس گنجینه های بس گرانبها از پایداری ، اندیشه در ستوه زندگی گذشتگان نهفته است كه شاهد گویایی در تمدن در خشان و غرور آمیزی است كه از اوضاع جغرافیایی و تأثیرات اعتقادی و سیستم حكومتی و اجتماعی و فرهنگی برخوردار است. و برای همه ایرانیان به ویژه ساحل نشینیان دریای فارس این اكتشافات چشم گیر حائز اهمیت و از مفاهیم فرهنگی ارزشمندی است كه ترجمانی از روح بزرگ هنرمندان گذشته و هویت فرهنگی و زندگی آنها است. و مظاهری از فعالیت هنری و ساخت و ساز و تلاش برای یك زندگی بهتر و اهدافی متعالی كه در یك برهه از زمان و در آن مكان شكل گرفته است و وارثان این خلق آثار هنری آنگاه كه به عظمت و هویت فرهنگی دیرینه خود پی می بردند كه به عینه می بینند فرهنگ وتمدن غنی پیشینیان آنها را همتایی نیست كه نیست دلبستگی و علاقه آنان بزادگاهشان غیر قابل تصور می شود چنانكه كاخ زیبای كوروش هخامنشی در حاشیه خلیج فارس كه ضمن عملیات اكتشافی ظاهر شده است، سنبلی ار معماری و حجاری عصر 2500 سال پیش است كه نظیر آن در جای دیگری سراغ نداریم. این آثار نتیجه تلاش مردمی است كه در یك برهه زمان كه مصادف با سیادت دریایی و راه آبی و استقلال عصر هخامنشی است، ساخته و پرداخته شده بطوری كه شكوه و جلال وعظمت و زیبایی آن در این مكان خاص هر تازه واردی از راه خشكی و دریایی را به تحسین و تحیر وادارد. قلم نمی تواند شرح آنچه در اندیشه ساخت و ترسیم نقشه معماری و اجرای برنامه ساختمانی بوده و عینیت یافته ، تحریر كند زیرا نه پلان ونقشه و طرح معماری این بنا و نه پیشرفت هنرمندی زمان و نه مهاجرت حجاران و صنعتگران كه دست به دست هم داده اند تا انجام و وحدتی در یك الگو و طرح معماری جدید را عینیت بخشند كامل نمی كند. چون بنا هنگامی تكمیل می شود كه كف سازی آن به اتمام رسیده باشد یا به مصداق آنكه كار را كه كرد آنكه تمام كرد در این جا تمام نشده است و جان كلام همین جاست موقعی این كاخ زیبا و باشكوه اهمیت معماری خود را پیدا خواهد كرد كه مشكل كف سازی این بنا انجام گیرد و لذا به نظر
می رسد كه برای حل این معضل معماری در این بنا كه كف كاخ باید به گونه ای باشد كه علاوه بر هماهنگی و تناسب با معماری بنا كه از دو نوع پایه ستون های سیاهرنگ و سفید تركیب شده است و بالتبع باید كفی سفید رنگ باشد ضمناً نباید از بلندی 18 سانتیمتری سنگ صیقلی شده با زالت زیر ستون ها كه با سنگ رویی آن برابر است چیزی كاسته نشود. اما آن چگونه كفی و پوششی برای این نیاز زیبا خواهد بود. یا بهتر بگوییم چه مصالح معماری می تواند پاسخ گوی این معضل باشد و ظرافت مطلوب را در كف سازی داشته باشد. ماهنوز نمی دانیم چه طرحی بر این بنا پیش بینی شده بود چون پوشش كف صورت نگرفته است، اما شواهد بدست آمده دال بر آن است كه استعلام و مزایده و پیشنهاداتی با این منظور از نقاط مختلف و از دست اندركاران طراحی و معماری و حجاری به عمل آمده است، كه در امر ساختمانی شركت و اظهار نظر نمی بیند . چون می بینیم از مكان های دور مستوره هایی برای این امر عرضه شده است كه آرایش آن كف پوش ها در كنار یكدیگر ودر مكانی مناسب و قابل دید به نظر خواهی تنظیم شده است كه ما را به یاد كف سازی كاخ های پایتخت كوروش در پاسارگاد كه به عنوان یك هنر می شناخته شده است هدایت می كنند.
ویسنده : دكترعلی اكبر سرافراز
نوشته شده توسط جواددانشگر در شنبه 22 مهر 1385 و ساعت 08:10 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ شنبه 22 مهر 1385 و ساعت08:10 ق.ظ

آیزنمن

پیتر آیزنمن: معماری سكولار | معماری

آیزنمن در کنار محسن مصطفوی در دانشگاه کرنل

ساختمانها را با دو معیار می سنجد یكی اینكه چه مدت در تعلق به حال باقی می مانند و دیگر اینكه

چه مدت در تاریخ خودشان را حفظ می كنند او معتقد است كه: بعضی از ساختمانهای كنونی بودن خود را از دست میدهند و هرگز جزئی از تاریخ نمی شوند . ساختمانها می توانند 50 تا 100سال تعلق به حال داشته باشند

او در حال حاضر تنها مبحثی را كه در دانشگاه تدرس می كند مر بوط به پالادیو است . در كار پالدیو چیزی است كه او شیفته آن است و آن اختراع تیپولوژی است . اختراع تیپولوژی اجتماعی و فرمی ساختمانی كه با دیگر كارهای زمانه اش در یك ردیف قرار نمیگیرند و باید اقرار كرد كه ما هنوز مشغول ساختن ویلاهای پالادیویی هستیم و این موضوع آیزنمن را برانگیخته كه پست مدن نیسم ها پالادیو را چون جایی در اصول فكری آنها ندارد او را سركوب كرده اند و پالادیو را در حاشیه گذاشته اند و گمانه می زنیم كه وجهه اشتراك پالادیو و آیزنمن در این است كه هر دو به عقیده منتقدانشان ارتباطشان با تاریخ قطع شده است

پیتر آیزنمن در ۱۱ اگوست سال ۱۹۳۲ در نیوارك، ایالت نیوجرسی به دنیا آمد. او مدرك لیسانس معماری خود را از دانشگاه كرنل، مدرك فوق لیسانس خود را از دانشگاه كلمبیا و دكترای خود را از دانشگاه كمبریج دریافت كرد. به وی یك دكترای افتخاری هنرهای زیبا از طرف دانشگاه ایلینویز شیكاگو اهدا شد

در سال ۱۹۸۰ پس از سالها تدریس و نوشتن كتاب و نوشتن تئوری های قابل قبول ،كار حرفه ای خود را در زمینه ی طراحی و ساختن آغاز كرد كه شامل خانه هایی با مقیاس بزرگ و پروژه های شهری و نیز فعالیتهایی در زمینه ی آموزش دانشگاهی و یك سری خانه های شخصی بود

در سال ۱۹۸۵، آقای آیزنمن جایزه ی شیر سنگی را برای پروژه ی رومئوژولیت خود در سومین بینال معماری در ونیز دریافت كرد. در بینال پنجم هم او یكی از دو معماری بود كه به عنوان نماینده ی ایالات متحده شركت داشت و پروژه های ارائه شده توسط ایشان در موزه ها و گالری های سر تاسر دنیا نمایش داده شد. در ضمن تا سال ۱۹۸۲ به عنوان بنیانگذار و مدیر انستیتو معماری و شهرسازی بوده و به عنوان منبع تفكر و اندیشه برای نقد معماری به شمار می آمد.آیزنمن تعداد زیادی جایزه دریافت كرد: بورس تحصیلی گوین هایم (۱۹۷۶)، جایزه ی برانئر از آكادمی هنر و ادبیات و جایزه ی بین المللی برای هنر،جایزه ی افتخاری از انستیتو معماری آمریكا به خاطر مركزی در اهایو (۱۹۸۹)، جایزه ی بین المللی برای طراحی شركت مركزی كوزمیئی سانگیو در توكیوی ژاپن (۱۹۹۱

نقطه شروع آیزنمن آیین افلاطونی است .نخست صورت ناب بود و ذهنی و كامل . كه از طریق هبوط پیوسته و متواتر به واقعیت نزدیك می شد . تفكر آیزنمن غیر دینی است و چنین تفكری در شرایط امروزین این احساس را به دست مس دهد كه كاملا از این گونه مسائل جداست

معماری آیزنمن می كوشد تا در سایه تحریك تخیل و تصور و پذیرش نا متعارفها . از دام مالیخولیا بگریزد به این ترتیب كه اینها را به عنوان عناصری مثبت در ساختن مكان جدید ی برای لا مكانها یا مامنی كه در آن معمار اراده فرماتیو خود را باز شناسد . تلقی میكند . این محصول مصنوعی مكان . بنا بر همه آن دلایل . پاسخ متثبت اوست به لامكانی و به مالیخولیایی فقدان و از دست دادنهایی كه پیوسته در كمین و همرا با این لا مكانی هاست . در كارهای احیر او نشان از توهم ذهنی وجود ندارد . حتی از كمترین و دقیقترین نشانه ای از خود گول زنی نیز . چرا كه هنر مدرن – از تبار آیزنمن و بودلر – آگاهانه و هشیارانه مسخ شدگی غیر واقعیت را می پذیرد . استرا تژی نهفته در غوطه وری عمیق تحلیلی در هندسه كه پایه طرحهای او را می سازد هر گز نباید به عنوان بازی صرف فرم برداشت شود . و در ورای این هندسه ها كه پیوستگی ابعاد خود را تكثیر میكنند و یا مدولاسیونهایی را كاهش و افزایش می دهند .(فراكتال) شكفتگی و سرشاری وجود دارد كه بدان وسیله گریز از متعارفها . ساختار حفاظتی اشراقی خود را پی می ریزد .آیزنمن معمار فرمهای مكعبی و سری خانه های 1 تا 10 به سمتی پیش می رود كه مسئله مكان در پیش زمینه قرار گرفته است و با این حال او كاری به دیگران ندارد كه با روح نوستالژیك هوشمندانه و نبوغ آسای خود خیال می كند كه می تواند مكان را در تسلط خویش در آورد و معماری خویش را بر آن بنا نهد

چنین به نظر می رسد كه معماری آیزنمن در سالهای اخیر بر موقعیت تبعیدی اش همچنان پای می فشارد این معماری اعم از اینكه در شهر ها ساخته شود یا در محیط های دانشگاهی و یا در توابع و حومه های شهری در آنچه كه خلق می كند ریشه ندارد به عبارت دیگر نه تنها از تداوم منطق درونی با تمام براهین و مظامین قومی و تاریخی كه ظاهرا باید نقطه غزیمتشان از توپو گرافی و خاطره ها كشف شود ناشی نمی شود بلكه برعكس نخستین وظیفه عبارتست از دریافت و شناخت این غریبگی و غیبت مناسبات سمپاتیك بین معماری و مكانی كه این معماری در آن ساخته می شود

از زمان كانت به این سو . زیبایی شناسی مدرن با دگانگی مواجه بوده كه معماری روحانی نتیجه شكست در رویا رویی با مشكل فرم مفروض است معماری مورد علاقه آیزنمن معماری پالادیو – لوكوربوزیه – تراینی –مورتی-كاملا عكس این معماری است مقاوم در برابر زیبایی شناسی روحنی – كوشا در جهت حفظ و موجودیت فرم

هوگو فرید ریش در تفسیر خود بر كتاب "فلسفه كمپوزیسیون"ادگار آلن پو به نكته ای بر می خورد كه تمام تازگی شعر آلن پو در آن است كه طرح پیشنهادی احساس شاعرانه كلاسیكی به پیش زمینه می برد آنچه كه در نتیجه ظاهر می شود عین فرم و در حقیقت جوهر شعر است و آنچه كه هدف آن جوهر به نظر می آید (معنا)در حقیقت حاصل فعالیت شاعرانه است معماری اخیر آیزنمن نیز همین روال را طی میكند معنی و دلالت اولیه كه بایستی از راه زبان فرمال به بیان در آید وجود ندارد .روش آیزنمن در عمل معماری . كاملا عكس درك كلاسیك گرته برداری. اصل تقلید به مثابه پایه های اساسی كار معماری است تقلیدی در كار نیست نه از آلونكی ابتدایی و نه از نظام طبیعت ونه از منابع عظیم زندگی مدرن اجتماعی. هیچ نشانی نیز از درك معماری مبتنی بر تكمیل مدلهای الگویی یا درسهای تاریخی وجود ندارد . شاید در عصر حاضر معمار دیگری نباشد كه چنین آشكا را از تمام مفاهیم تكاملی زیبایی شناسی معماری و پایه های تاریخی آن فاصله گرفته باشد و معماری او با كلماتی بی بدیل از بی نظمی جهان مدرن – ضعف عمل انسانی- ناتوانی و فتور دانش ما و بیگانگانمان از محیط سخن می گوید این خود اثر است كه به زبان سخن می گشاید اما این سخن قصه گویی به روال رایج نیست كه این خانه شبیه فلان است و این مكان مثل بهمان منتهای معماری او خودشان به عنوان مفهوم این مكانها – ثبات ساختاری – حقیقت هندسه- در برداشتی كه بر تاكید های و نفی ها و بر شك و ابهام استوار است پرسش بر انگیز هستند اما معماری او بعد تاویلی نیز دارد به گونهای كه تفسیر یك عمل به معنی اجرای آن است درست مثل پیانیستی كه متن نوشته شده موسیقی را می نوازد شرط تاویلی معماری آیزنمن در تولید و ساخت و بیان زمان و فضا شرط التزامی است

در زیر اسامی بعضی از پروژه های آیزنمن آمده كه به دلیل با لا رفتن حجم وبلاگ از گذاشتن آن خود داری كردیم و شما اگر مایل بوید این اسامی را در

گوگل 

و یاد ر موتورهای جستجوی پایین وبلاگ جستجو كنید تا عكس های آنهار ببینید

House I, the Barenholt Pavilion in Priceto New Jersey (1967-1968),1
House II, Falk House in Hardwih connecticut (1969-1970),2
House III, The Miller House in Lakeville, Connecticut (1972),
House VI : West Cornwall , Connecticut , (1972-1976).
Cannaregio – Venice (1978)
5 - Pomnik ¯ydَw Pomordowanych w Europie, "Field of Steale" - Berlin, Niemcy

1994 - Max Reinhardt House

Aronoff Center for Design and Art University of Cincinnati, Cincinnati, Ohio-1993

1993 - The Greater Columbus Convention Center, Columbus, Ohio

Wexner Center for the Visual Arts, Ohio State University


نوشته شده توسط جواددانشگر در یکشنبه 9 مهر 1385 و ساعت 11:10 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ شنبه 22 مهر 1385 و ساعت08:10 ق.ظ

.....
دلم براش تنگ شده.....کجاست؟؟؟
نوشته شده توسط جواددانشگر در یکشنبه 9 مهر 1385 و ساعت 06:10 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-

خبر

اولین همایش کانسپت در معماری

گروه معماری دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز به همراه جمعی از دانشجویان در نظر دارد اولین همایش کانسپت در معماری را با هدف آشنایی بیشتر با مفهوم کانسپت و پرورش نگاه کاربردی به کانسپت385 برگزار نماید



گروه معماری دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز به همراه جمعی از دانشجویان در نظر دارد اولین همایش کانسپت در معماری را با هدف آشنایی بیشتر با مفهوم کانسپت و پرورش نگاه کاربردی به کانسپت از تاریخ 22 لغایت 23 خرداد ماه 1385 برگزار نماید.
در همین راستا از کلیه دانش پژوهان، معماران و دانشجویانی که علاقه مند به ارائه مقاله در زمینه فوق الذکر می باشند جهت ارائه مقاله دعوت بعمل می آید. از کلیه علاقه مندان در خواست می شود مقالات خود را در رابطه با یکی از محورهای برگزاری همایش , حداکثر تا تاریخ 18/3/85 به دبیرخانه همایش به آدرس زیر تحویل نمایند.
مقالات بایستی به زبان فارسی تحت نرم افزار Word تایپ شده و دیسکت مربوطه به همراه یک پرینت A4 ارسال شود.
شایان ذکر است به مقالات برگزیده با نظر هیئت علمی جوایز ویژه ای تعلق خواهد گرفت و مقالات برتر توسط ارائه دهنده قابل اجرا خواهد بود.

محورهای ارائه مقاله :
• کانسپتِ کانسپت
• ایده، notion , concept
• هنر کانسپچوال – معماری کانسپچوال
• روند جستجوی کانسپت (شکل گیری کانسپت)
• از کانسپت تا طرح (روند طراحی)
• مغهوم در معماری – مفهوم در طرح
• مصادیق کانسپت
• الگوهای کانسپت
• کانسپت در آموزش معماری
• کانسپت در نقد معماری

در همین راستا از اساتید و معماران مطرح دعوت بعمل آمده است؛ تا در دو قسمت سخنرانی و پانل از حضور آنها بهره جوید . برخی از سخنرانان این همایش بدین شرح است:
دکتر فلامکی
مهندس شیخ زین الدین
مهندس شیردل
دکتر صارمی
دکتر دیبا
دکتر افشارنادری
مهندس کلانتری
خانم دکتر بهبهانی
مهندس کرمانیان
مهندس اعرابی
مهندس دانشمیر
مهندس مظفری
دکتر روز رخ
همچنین در کنار این همایش فراخوان مقاله و مسابقه اسکیس نیز برگزار می شود .

دبیرخانه همایش کانسپت در معماری: خیابان انقلاب، چهارراه فلسطین، دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، دفتر گروه معماری.

EMAIL: conceptinarchitecture@yahoo.com
تلفن :6350 283 0912

نوشته شده توسط جواددانشگر در جمعه 16 تیر 1385 و ساعت 05:07 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-

All Rights Reserved 2005-2006 © http://www.komboozeh.mihanblog.com